گزارش روز سوم جشنواره

✍?به قلم امین پاک پرور

در سومین روز از جشنواره نهال, عکس های برگزیده فیلم ها به نمایش درآمده اند. خوشبختانه هیئت انتخاب عکس, به آن دسته از آثار موفقی هم که فیلمشان برای اکران گزینش نشد اجازه نمایش داده اند. عکس های صحنه و پشت صحنه فیلمها در کنار هم فضای زیبایی ساخته اند. در میان آن ها, عکس چند قایق در آب که از بالا گرفته شده و عکس یک صدابردار که گویی بومش را همسو با آتش های کارخانه پتروشمی نگه داشته برایم جالب توجه بود.
از عکس ها بگذریم,فضای جشنواره نسبت به دو روز پیش حال دیگری دارد. دوتا از باکس ها در سانس چهارم و پنجم برای دومین بار در این چند روز اکران می شوند. و سانس اول و دوم نیز همچنان با کمبود نسبی جمعیت روبروست. اما جشنواره به قوت خود باقی و هیاهوی بسیاری در جریان است. تیوال نیز به عنوان گزارشگر مستقل جشنواره همچنان به کار مصاحبه با فیلمسازها مشغول است. در حیاط و فضای جلوی سالن, مسئولان تیوال را می بینم که میکروفون به دست با عوامل هر فیلم گفت و گو می کنند. و برگه های رای گیری را در دست تماشاگران که به فیلم های مسابقه داخلی نمره می دهند و در صندوق می اندازند.

سانس اول و دوم:

در این ساعت از جشنواره, فیلم هایی چند به اکران درمی آیند که توجه من و مخاطبان را به خود جلب می کنند.
داستانیِ “fingertips”, فیلمی از بلژیک, پیوندهای خانوادگی را در موقعیتی دراماتیک به آزمایش می گذارد. فیلم “genesis” که شباهت چهره بازیگرش به چهره آنجلوپلوس در پوستر فیلم, لبخند خیلی ها را برانگیخته بود, رابطه تنگاتنگی با سینما برقرار می سازد و داستان مردی را روایت می کند که آرزویش نقش داشتن در فیلمهاست. فیلم ۳۱ دقیقه ای “فضا نورد” فرم متفاوت و ناهمگونی دارد اما در زمینه داستانگویی از کلیشه های روابطِ خارج از ازدواجِ دختر و پسر پیروی می کند. در این میان, ۴ فیلم در بخش خارج از مسابقه به اکران در می آیند. “دوستی بزرگ”, “دوردست”, “یوک” و “قبل از رسیدنتون” هر کدام به اندازه توان خود در توجه مخاطبان سهیم می شوند. و فیلم “از برای آزادی” در مقایسه با دیگر انیمیشن هایی که در سانس های دیگر اکران شده اند, کمتر مورد توجه قرار می گیرد. از وجوه نامتعارف فیلم “اتاق شماره ۴”, تلاش فیلمساز برای استفاده خلاقانه از موسیقی به چشم می آید. و سپس سینمای جنگی با فیلم “در تیررس” به بخش انیمیشن نیز سرایت می کند. بعد از آن, “munecas” اکران می شود که از کالج “سانتا مونیکا” در آمریکا مهمان جشنواره شده و داستانش در مرز مکزیک-آمریکا می گذرد, فیلمساز روایت خود را با تمِ قاچاق مواد مخدر ادامه می دهد و در تلاش است تا فراتر رفته و به مسائل انسانی بپردازد. فیلم “hear me out” عرصه بین المللی نمایشها را تا آفریقای جنوبی گسترش می دهد و “فایترِ” محمدرضا دهستانی نیز از آخرین مستندهایی است که برای نخستین بار اکران می شود, و این گمانه زنی را همچنان در ذهن باقی می گذارد که مستند “سرخ” همچنان در صدرِ علاقمندی های این بخش است. فیلم سال اولیِ “فلوتی برای اتاق شیشه ای” نیز که پیش از این در خانه سینما به نمایش درآمده بود, برای نخستین بار در سالن فارابی به اکران درمی آید و با واکنش های متفاوتی روبرو می شود.

سانس سوم و چهارم:

مادامی که فیلم های این دو سانس در سالن فارابی به نمایش درمی آیند, در خانه سینما اتفاقاتی مشابهِ شب دوم فارابی در جریان است. چرا که پربیننده ترین فیلم های جشنواره امسال دوباره به نمایش درمی آیند و عده کثیری از تماشاگران به آنجا نقل مکان کرده اند. “وقت ناهار”, “آپوفیس”, “بارسلونا” و “آسمان آبی, زمین پاک” از جمله فیلم هایی هستند که مجددا اکران می شوند و به فضای خانه سینما شور و حرارتی به خصوص بخشیده اند. در فارابی اما, سالن نمایش فیلم نسبت به همین ساعت در روزهای قبل اندکی خلوت تر شده است. انیمیشن “زندگی یک طرفه” بار دیگر مورد تشویق قرار می گیرد و “بتمن در تهران” با فرمی متفاوت و ایده های طنزآمیزِ مخصوص به خود, توسط عده ای تمجید و از جانب دیگرانی تمسخر می شود.
با فرا رسیدن ساعت ۶ و شروع سانس پنجم, شور و هیجان در سالن افزایش می یابد. پنج فیلم موفق برای بار دوم اکران شده و به طور گسترده مورد استقبال قرار می گیرد. “روی بامِ” امیرحسین کتب زاده با پرداختن به زیبایی شناسی یک زناشویی و عشق نامتعارف, و “باهم خوشحالِ” داریوش اسکویی با استفاده از تکنیک های خاص در زمینه جلوه های ویژه دوباره اسم و رسمی بر سر زبان ها می اندازند. “اشیاء گمشدهِ” حامد نجابت با رویکردی طنزآمیز در نمایش زندگی یک پسربچه و صداگذاری موفق بارها تماشاگران را به خنده می اندازد. “سرخِ” فرهاد افسری با طعن زدن به تضادی حیرت انگیز میان فضای خونین کشتارگاه و تلاش مردم برای سرو گوشت با بهداشت وسواسی, در شوکه کردن بیننده موفق می شود و “اکتسابات انتسابیِ” سمانه شجاعی با صداگذاری تر و تمیز امین کفاش زاده و استفاده مناسب از تنایته های سبزرنگ, فضایی دلنشین خلق می کند.

سانس پنجم و ششم:

برخلاف دو روز گذشته, فیلم ها تنها در ۵ سانس اکران می شوند. ساعت ۸ و سالن تقریبا پرشده است. “نسبت خونی” که از کرمان آمده و پیش از این در جشنواره فیلم کوتاه تهران جایزه بهترین فیلمنامه را از آن خود کرده, عده زیادی را به سالن فارابی کشانده است. در این سانس دو فیلم سال اولی به نام های “دربست” و “آلودگی” هم در ابتدا و انتهای برنامه اکران می شوند و “نسبت خونی” دومین فیلمی است که به نمایش درمی آید. شاهکار حسین امیری دوماری و پدرام پورامیری با بازی درخشان فرید سجادی حسینی از همان ابتدا تماشاگران را به تحسین وامی دارد. روایت به گونه ای مهندسی شده است که اطلاعات داستان نه یکباره که جرعه جرعه انتقال می یابد. تا آنجا که هیچکدام از ما که به تماشای فیلم نشسته ایم, متوجه گذشت زمان در طول ۳۰ دقیقه ی آن نمی شویم. گزارش جشنواره را می نویسم و از تحسین فیلم کم نمی آورم. همان طور که در سالن نیز استقبالی شایسته و درخور اتفاق می افتد. و اما فیلم بعدی اسمی طولانی و عجیب دارد: “خواب ها از ارتفاع ساده لوحی خود پرت می شوند و می میرند.” اثری با فیلمبرداری غریب, فضاها و داستان پردازی نامتعارف, که نقدهای متضادی دریافت می کند. سپس فیلم “remembering diana” از بخش بین الملل که به عباس کیارستمی تقدیم شده است اکران می شود. اما بعد از اتمام فیلم ها که نظر تماشاگران را می پرسم, کمتر کسی وجهی مشترک میان این فیلم و سینمای عباس کیارستمی یافته است.
فیلم تجربی “امتداد” از آن آثاری است که مشخصا در زمینه فیلمبرداری, طراحی صحنه و جلوه های ویژه حرف های زیادی برای گفتن دارد. حرکت نرم دوربین در فضای نامأنوس فیلم, بیننده را حیرت زده می کند. و نهایتا فیلم “the elusive” هیجان عشقِ فیلم های حاضر در سالن را به نهایت می رساند. این فیلم بلژیکی خوش ساخت, با داستان پردازی دقیق, رنگ بندی حساب شده و تصویربرداری حرفه ای, تحسین های بسیاری به خود اختصاص می دهد.
با اتمام آخرین اثر از سری فیلم های این باکس, چراغ های سالن روشن می شوند و روزی دیگر از روزهای خوب جشنواره نهال به پایان می رسد.

یک نظر بدهید