یادداشت مرتضی فرشباف برای نهال سیزده

نهال، کورسوی امید

سال ۸۲، سال ورود من به دانشکده سینما تاتر، همزمان است با تولد جشنواره نهال. هم ورودیهای من که جسارت به راه انداختن جشنواره ای مستقل را از خود نشان دادند، شاید خوابش را هم نمی دیدند که سیزده سال بعد سیصد و چهل فیلم برای قرار گرفتن در ترکیب نهایی آن با هم رقابت کنند. نهال اعتبارش را از استقلالش در نگاه می گیرد و به همین دلیل بسیاری از فیلم هایی که می دانند شانس حضور در فستیوال های دولتی آشنای فیلم کوتاه را ندارند، چشمشان به نهال است تا شاید ریشه های نگاه جستجوگر و آنارشیستشان در نطفه خفه نشود.
تماشای این آثار، حسرتی را که تکرار تک ژانریِ سینمای بلند ایران در این سالها نصیبمان کرده، از ما می گیرد. آثاری از فضاسازی های خلاقانه ی سینمای هارور گرفته تا استفاده ی بازیگوشانه از نریشن و ملودرام های عمیق زنانه. آثاری شامل ساختارهای به واقع پست مدرن با ارجاعهای درست که حتی گوشه ای از این جسارت و طراوت در طی سالیات به سینمای بلندمان راه پیدا نکرده اند.
مهم این است که نهال کورسوی امیدیست که شاید این رویکردهای تازه، سرخوش و پرانرژی، راهی به سینمای فقیر ما پیدا کنند. به امید آن روز.

مرتضی فرشباف
۲۸ اردیبهشت ۹۵

یک نظر بدهید