گزارش روز اول جشنواره

✍?به قلم امین پاک پرور

سانس اول:

برغم گرمای تیرماه و داغی هوای تهران در ساعت ۱۲ ظهر, اولین سانس جشنواره فیلم نهال در روز پنج شنبه, ۹۶,۴,۸ , با استقبال نسبی تماشاگران روبرو بود و حدود نیمی از سالن پر شد. “بیماری”, ساخته محسن بانصیری اولین فیلم این سانس بود و جالب آن که جمعی چند نفره از تماشاگران تنها برای همین فیلم آمده بودند و بعد از اتمام آن, تشویق کردند و رفتند. فیلمی اجتماعی, بابِ سلیقه تماشاگران این روزهای سینمای ایران. اما استقبال تماشاچی ها در مواجهه با فیلم های دیگر متفاوت بود. “دریشتی”, مستندی از یک فیلمساز هندی, از آن دسته فیلمهایی نبود که مخاطب ایرانی را به تشویق وادارد. از بد یا خوش ساخت بودن فیلم ها که بگذریم, دو اثر را می توان نام برد که خلاقیتشان سبب شد تا بیشتر از دیگر فیلم های این سانس نگاهها را به خود جلب کنند; بتمن در تهران, فیلمی کمدی-اجتماعی است که با هجو شخصیت بتمن در فضای تهران, نابسامانی های شهر را به تصویر می کشد. شوخی ها و وجوه طنزآمیز فیلم اما چنان نبود تا حضار را بخنداند و لبخند ها در نطفه خفه می شد. همچنین, فیلم “ماهی صحرا” با تصاویر خیره کننده و دربرگیری جنبه های فراواقعی در داستان, از فیلم های خوب جشنواره امسال در بخش بین الملل است.
در کنار این ها, فیلم نسبتا خوش ساخت “نویز” به اکران در آمد و با استقبالی در خور مواجه شد. و انیمیشن خوش رنگ و لعاب “زندگی یک طرفه” به جذابیت این بخش از اکران ها می افزود.
اما تا آن لحظه هیچ فیلمی به اندازه “پیژامه راه راه پدر” در بخش فیلم های داخلی به چشم نیامده بود و با آن که در مسابقه اصلی شرکت نداشت, سادگی و طبیعت گرایی آن به همراه داستانی نسبتا گیرا, فضایی جالب می ساخت.

سانس دوم:

در میان فیلم های سانس دوم با فیلم “خونرنگ” مواجه شدم که شگفتی ساز بود. اما این شگفتی سازی نه بخاطر وضعیت مطلوب اثر, که ناشی از ضعف ها و رویکردهای نادرست فیلمساز نسبت به موضوع, با تحلیل های دم دستی آن نسبت به پدیده داعش و ساز و کارهای آن بود, که مخاطبان را دائما به خنده وامی داشت. ناگفته نماند که تصاویرِ باکیفیت و جذاب آن نمی توانست ضعف های محتوایی آن را بپوشاند. در کنار “خونرنگ”, فیلم “وال ها” و “وضعیت” به اکران درآمد. دو فیلم قابل توجه در جشنواره امسال. وال ها به تهیه کنندگی مجید برزگر و کارگردانی بهنام عابدی که پیش از این در جشنواره فیلم کوتاه تهران هم خوش درخشیده بود, به نظر میرسد سر و گردنی از فیلم های همتراز خود بالاتر است. باز هم تبریک به کارگردان جوانش, و مجید برزگر که در این سال ها برای سینمای کوتاه ایران کم نگذاشته و در جشنواره نهال نیز با تهیه کنندگی دو فیلم, خوش درخشیده است. فیلم “وضعیت” نیز دکوپاژهای مطلوبی داشت اما به دلیل رنج بردن از ضعف هایی, در میان تماشاگران نتوانست اسم و رسمی برای خود دست و پا کند.
همچنین “لحظات کاغذی” و “بمان” از دیگر فیلم های این سانس بودند که حضورشان نسبت به دیگرآثار با استقبال گرمی مواجه نشد, اما به نظر می رسد که جایگاه خود را به عنوان دو فیلم متوسط و قابل اعتنا حفظ خواهند کرد. همچنین, دو فیلم خارجی “the liberators” و “Rock radio romand” آثاری بودند که از بخش بین الملل مهمان سانس دوم اکران ها شدند. گفتنی است که حال و هوای متفاوت آن ها در مقایسه با فیلم های ایرانی, فضای این سانس را منعطف کرده بود. با انرژی مضاعف به سراغ سانس بعدی رفتم.

سانس سوم:

سانس سوم با فیلم “۳۸ دقیقه و یک ثانیه” آغاز شد. فیلمی درباره پسری که نمی تواند حرف بزند اما صداهای اطراف را به شدیدترین شکل ممکن می شنود. از صداگذاری استادانه فیلم که بگذریم, نماها پر از جذابیت های بصری اند. و پایان بندی آن, جایی که شخصیت خودش را از خیر و شر شنیدن خلاص می کند, نفس ها را در سینه حبس می کرد; ۳۸ دقیقه به طول انجامید اما دقیقه به دقیقه آن شایستگی دیده شدن داشت. این را می شد از حال و هوای تماشاگرانی فهمید که بعد از اتمام فیلم, زمزمه های تمجیدشان به گوش می رسید.
در کنار آن, شاهد دو فیلم سال اولی بودیم به نام های “آشنا بود” و “چندین سیاه که برف”. کیفیت و دقت ساخت آن ها چنان نبود که با دیگر آثار قابل مقایسه باشد, اما جشنواره نهال طبق روال سال های پیش, نشان داد که حامی سرسخت فیلمسازهای جوانی است که راهی به جشنواره های دیگر ندارند. دیگر فیلم این سانس, “مو” به کارگردانی داریوش رضایی, از آثار کوتاهی است که با به کارگیری لانگ-تیک در تلاشند تا فضایی متفاوت خلق کنند, اما برغم جیغ و هورایی که برخی تماشاگران به افتخار کارگردانش کشیدند, بودند کسانی که به فیلمبرداری آن خرده می گرفتند.
و اما فیلم “پل”, ساخته امین قشقاییان, که در جشنواره فیلم کوتاه تهران نیز شاهدش بودم با واکنش های متفاوتی روبرو بود. تصاویر خیره کننده و ترکیب بندی اثر تماشاگران را مسحور کرده بود, اما این سحر و جادو دیری نپایید و ضعف های فیلم خود را نشان داد. چهره های ناراضی حضار بعد از تماشای آن دیدنی بود.
از این ها بگذریم و بپردازیم به انیمیشن “آدم خانگی”, این فیلم کم نظیر و غریب که در کنار دیگر انیمشین های جشنواره, این بخش را به سرحد کیفیت رسانده است. فیلم های داستانی و تجربی و مستند خوب و بد داشتند اما همگان بر خوش ساختی انیمیشن ها همرای بودند.
و در نهایت, فیلم the sleeping muse را دیدم که برغم فیلمنامه نسبتا خوب و ایده درخشانش در میان مخاطبان کمتر به چشم آمد.

سانس چهارم:

سانس چهارم:
بعد از استراحتی چند دقیقه ای به سالن بازمی گردم, فیلم اول “جایی برای آرامش” است. یک فیلم اجتماعی با مایه های مذهبی و محوریت زوجی میانسال و مصائب خاص خودشان. سالن پر بود و صدای دست ها سنگین, گلایه ها کم, فضا همچنان پرشور.
در این سانس, شاهد دو انیمیشن درخشان بودم, اولی ساخته محسن شکرطلب به نام “قایم موشک”, و دومی “the creatures” در بخش بین الملل, که انیماتوریِ استادانه هر دو فیلم به قدری شگفتی ساز شد که نامشان تا چند ساعت پس از اتمام اکران های روز اول جشنواره بر سر زبان ها بود.
اما مهمتر و جالبتر از این ها, واکنش مخاطبان به فیلم “علی کلاغ, مسافر کرکوک” بود. مستندی اجتماعی درباره کارگری ایرانی-عراقی از پایین ترین اقشار جامعه. حرف ها و درد دل های بی آلایش علی کلاغ به مذاق تماشاگران خوش می آمد و خنده هایش به دل می نشست. شخصیت جذاب او, خاطره های تلخ و شیرینش از زندگی کارگری در ایران و گلایه های متعددش از عملکرد مسئولین در برابر طبقه محروم جامعه, اذهان تماشاگران را تماما به تسخیر خود درآورده بود. با این همه نباید از انتقادها چشم پوشید. می گفتند که برغم جذابیت کاراکتر, ضعف های متعددی در کارگردانی فیلم مشهود است و فیلمساز نتوانسته کیفیت کار را حفظ کند.
فیلم سوئدی “enquete” نیز با استقبال چندانی روبرو نبود و نظرات حاکی از آن بودند که این فیلم از پرداخت مطلوبی برخوردار نیست. همچنین, فیلم “ایستگاه” که در بخش خارج از مسابقه حضور داشت, با فیلمنامه ای اقتباسی توانست تماشاگران را تا حدودی با خود همراه کند و به تشویق وادارد.
و در نهایت, فیلم “چشم های تقریبا نگران” ساخته متین احمدی را دیدم, که خودش عضو تیم برگزارکننده نهال چهاردهم است و دبیر نهال بعدی. این فیلم هم از نظر تصویری و المانهای بصری قابل توجه بود.

سانس پنجم:

سانس پنجم, فضایی کم نظیر برای جشنواره چهاردهم ساخت. تماشاگران برای تشویق فیلم ها وقت نمی شناختند. اما در این میان فیلم “آن ها” یک استثنا بود. بازخورد منفی تماشاگران نسبت به این مستند چنان بود که بارها مورد طعن و تمسخر واقع شد. البته این را نباید از قلم انداخت که “آنها” برغم کاستی هایش در جذب مخاطبانی که عمدتا از طیف دانشجو هستند, به لحاظ تکنیکی قابل اعتناست.
“روی بام”, فیلمی که از شیراز آمده و مهمان نهال شده, دل تماشاگران را چنان ربود که سه مرتبه در میانه و پایان فیلم مورد تشویق قرار گرفت. سپس, درست وقتی که نام داریوش اسکویی در جایگاه کارگردان فیلمِ “باهم خوشحال” بر صفحه نمایش نقش بست, جیغ و هورای پرشوری سالن را دربرگفت. داریوش اسکویی “باهم خوشحال” را به “ملی یس” تقدیم کرده, و قابلیت های جالب توجهی در زمینه جلوه های ویژه به نمایش گذاشته است. فیلم “اشیا گمشده” نیز از آن دسته آثاری است که به نظر می رسد در یادها باقی خواهد ماند و با نگاه ویژه ای که به زندگی یک کودک دهه هشتادی دارد, زمینه ساز تحولی محتوایی در زمینه فیلم کوتاه خواهد شد. بعد از این ها مستند “سرخ” به اکران درآمد. فیلمی که به دلیل کیفیت و رویکرد ویژه فیلسمازش نسبت به فرم مستند, علاوه بر بخش سال اولی در مسابقه اصلی نیز شرکت داده شده است. در میان حضار, بودند کسانی که می گفتند به “سرخ” نمره کامل می دهند و زمزمه های بسیاری درباره پختگی و تمایز آن با دیگر مستندها شنیده می شد. اما اوج تعریف و تمجیدها زمانی اتفاق افتاد که انیمیشن “اکتسابات انتسابی” نمایش داده شد. با توجه به کیفیت کار انیماتورهایی که آثارشان را به جشنواره چهاردهم فرستاده اند, مبرهن است که سینمای انیمیشن کشور در سال های اخیر به خوبی رشد کرده و پتانسیل آن را دارد تا انیمیشن های بلند و جذابی خلق کند, بسا که زمینه های آن نیز تا حدودی فراهم شده است.
و در پایان رسیدم به دو فیلم “نبودن” و “روز آخر” که در بخش خارج از مسابقه قرار دارند. “نبودن” ,ساخته حسین عباسی, جسارت های خاصی را در کارگردانی و انتخاب موضوع به نمایش می گذارد. اما “روز آخر” از آن دسته فیلم هایی است که برغم استفاده از بازیگر حرفه ای, نتوانست در مقایسه با دیگر فیلم های جشنواره جلب توجه کند.

سانس ششم:

شور و غوغای عظیمی برپا بود. سالن فارابی بیش از هر زمانی پر شده و به قولی در آن جای سوزن انداختن نبود. تمامی صندلی ها پر شده و در کنار تماشاگران عادی, تعدادی از فیلمسازها نیز به سالن آمدند.
از همان ابتدا به نظر می رسید که با بهترین فیلم های امروز روبرو می شویم. “آپوفیس” از آغاز اکران با استقبال پرشوری مواجه شد. فیلمنامه خوب, بازیگردانی موفق, ایده جذاب و ترکیب بندی خوش بنیان فیلم, همه و همه دست در دست هم دادند تا خشایار رحیمی, کارگردان فیلم, در نگاه مخاطبان خوش بدرخشد. فیلم “به خاطر النی”, با ارائه تصاویری خاص و منحصر بفرد و نمایش سینمایی تجربی به معنی دقیق کلمه, همه را به وجد آورده بود. و فیلم فرانسوی “I made you,I kill you” از آن جمله فیلم های خارجی است که در کنار “ماهی صحرا” شاخه بین الملل نهال را پرثمر کرده و بازخوردها نسبت به آن بیش از هر فیلم خارجی دیگری مثبت بود.
بعد از آن, انیمیشن ایرانی “روح انگیز” نمایش داده شد که شاهکاری دیگر است از سری انیمیشن های خارق العاده جشنواره چهاردهم. اسم دقیقی دارد, چرا که فی الواقع نوازنده روح است و تماشاگران در این عقیده با من همرای بودند. سپس فیلم “هنوز نه” را دیدم, فیلمی دیگر به تهیه کنندگی مجید برزگر و کارگردانی خوب و دقیق آرین وزیردفتری, که همانند جشنواره فیلم کوتاه تهران, کمتر کسی بود که بر آن خرده ای بگیرد یا از آن گلایه ای کند, خارق العاده بود و منحصر بفرد.
و اما فیلم خارق العاده “آسمان آبی, زمین پاک”; به عنوان گزارشنویس جشنواره نهال چهاردهم, می توانم به جرئت ادعا کنم که هیچ فیلمی به اندازه شاهکار “مهیار ماندگار” با استقبال روبرو نشد. فیلم پر از ارجاعاتی است به فیلم های مختلفی که فیلمساز به آن ها علامند است, و به یاری پوریا اخوان و سروش علیزاده توانسته فضایی وس اندرسونی خلق کند و از آن دسته فیلم هایی بسازد که شاید هیچ اشتباهی در کارگردانی ندارند.
بعد از آن, نام ابوالفضل آبشت بود که به فضای سالن شور و حال دیگری بخشید. “دیوار چهارم” یک فیلم نامتعارف است که با ایجاد نامطابقت هایی میان صدا و تصویر, سینمایی شخصی می سازد و نفسی تازه به فضای جشنواره می دمد. گفتنی است که ابوالفضل آبشت فیلمش را یک تنه ساخته است و آن را به تنهایی به اجرا درآورده.
در آخرین اکران از آخرین سانس اولین روز جشنواره, فیلم مجارستانی “Switch” به نمایش درآمد. تماشاگران یکی یکی بیرون آمدند و فضای بسیار مثبت درون سالن به بیرون منتقل شد. فیلمسازها و تماشگران گپ می زدند و خوش و بش ها فراوان بود.
با این روحیه خوب و انرژی فوق العاده, به سراغ روز دوم جشنواره خواهم رفت.

یک نظر بدهید