گزارش روز دوم جشنواره

✍?به قلم امین پاک پرور

سانس اول و دوم:

دومین روز نهال است و با فرارسیدن ساعت ۱۲, تماشاگران به سالن می آیند. گرمای هوا سرسام آور است و دلیل خلوت بودن سالن می تواند همین باشد. در میان فیلم های سانس اول, کمتر فیلمی بود که با استقبال مواجه شود. در این میان, انیمیشن داگبین قابل توجه بود و تشویق هایی داشت. “عقاید یک قورباغه خوار” به رغم تلاش ها برای ساختن فرمی متفاوت و ارجاعاتی به سینمای کاستاریتسا, اکران موفقی نداشت. فیلم های خارجی “رویای بالتیمور” و “کورا” نیز در سانس اول به نمایش درآمد. “کورا” فیلمی درباره جامعه سیاهپوستان است و “رویای بالتیمور” از مدرسه فمیس مهمان جشنواه شده. اما خوش ساختی آن ها (مخصوصا درباره “کورا”) نتوانست مخاطبان زیادی را به سالن بکشاند. و فیلم “رو به رو” که از بخش سال اولی ها شرکت کرده بود, اگر در سانس شلوغتری اکران می شد, احتمالا بیشتر مورد استقبال قرار می گرفت. سانس دوم با اکران فیلم “میانبر” شروع شد. کارگردانی تقریبا موفق, رنگ بندی خوب تصویر و کار نسبتا خوب بازیگران, اثر نسبتا قابل قبولی از آن ساخته بود اما این ضمانتگر استقبال تماشگر نبود. همچنین فیلم “چند ساعت قبل” هم برغم برخورداری از ایده های جذاب, به دلایل ناآشکاری استقبالی چندان به همراه نداشت. فیلم خارجی “soukoun” به دلیل ریتم کند و نوعی کرختی مخصوص به خود, اثری متفاوت بود و نظرات متفاوتی درباره آن شنیدم, گاهی مثبت و گاه منفی. “تردمیل” از بخش سال اولی ها بازیگردانی موفقی داشت و به نظر می رسد حتی اگر بخت اول جایزه نباشد, در مقایسه با برخی دیگر از سال اولی ها بیشتر دیده شد. “حضور” نیز از یک ایده جالب توجه برخودار بود اما شاید به دلیل پایان بندی نامناسب, جز چند نفر کسی را به دست زدن ترقیب نکرد. داستانیِ “Homecoming” اما, با توجه بیشتری روبرو بود. نگاه انسانی فیلمساز نسبت به خانواده, به نظر عاملی می آمد تا پالس های نسبتا مثبتی از تماشاگران دریافت کند. و نهایتا فیلم “سیرچ” به اکران درآمد که مستندی است درباره هوشنگ مرادی کرمانی, دربردارنده مصاحبه هایی از بزرگان سینما. واکنش ها در برابر این فیلم نیز متفاوت بود. شاید اگر فیلمنامه این مستند کمی دقیقتر و خرده ایده های جذابتری در پرداخت تصاویر به خرج می داد, واکنش های منفی تماشاگران کمتر می شد.

سانس سوم و چهارم:

سالن شلوغتر شده بود و حالا تماشاگران حدود نیمی از صندلی ها را پر کرده بودند. “وقتی که ما خوابیم” اولین اکران را به خود اختصاص داد. زمزمه های بسیاری از تماشاگران در اواسط فیلم شنیده میشد. گاهی گلایه و گاهی تمجید. شاید اگر قاب بندی های فیلم از دقت بیشتری برخوردار بود, با استقبال بیشتری مواجه میشد. فیلم دو دقیقه ای “لحظه لحظه” اما چندان مورد توجه قرار نگرفت. مستند “deep water”با تکیه بر روایت صادقانه از زندگی یک پسربچه که علیرغم علاقه و انگیزه اش به توصیه پزشکان دیگر نمی تواتد شنا کند, از استقبال نسبی بهره مند شد. مستند “گُنج” نیز از آن مستندهایی است که تصاویر خیره کننده اش از طبیعت کوهستانی و پرداختن به وضعیت چند کوهنورد در آن موقعیت, مخاطب را در بسیاری از مواقع حیرت زده می کرد. انیمیشن “من تنها نیستم” یکی دیگر از آثار خوب این بخش است که با استقبال کم نظیری در این سانس مواجه شد. رویکرد جذاب فیلمساز نسبت به پدیده شبکه های اجتماعی و طنز زیرپوستی فیلم, به مذاق تماشاگران خوش می آمد. فیلم سال اولی “آغاز از پایان”, چنان پرداخت خوبی دارد که به نظر می رسید تا این جای کار به همراه مستند “سرخ” بخت اول جایزه این بخش باشد. مخاطبان در این نظر با من همرای بودند. اما فیلم سال اولی “آقااسماعیل” برغم استقبال برخی تماشاگران از ایده داستانی اش, با واکنش های متفاوتی روبرو شد. همچنین فیلم “Waves of transition” از آن مستندهایی نبود که مخاطبان ایرانی را مجذوب کند.
با شروع سانس چهارم, جمعیت افزایش یافته بود. فیلم “آلونک” مریم خنیفر, کارگردانی پخته و نسبتا بی نقصی داشت اما به رغم تشویق های متعدد برخی تماشاگران, رویکردها نسبت به آن یکدست نبود. مخاطبانی بودند که از ضعف فیلمنامه سخن می گفتند. فیلم سال اولی “نهان” نیز چندان نتوانست در ربودن دلها سهمی بدست آورد. “جنون” رها امیرفضلی اما, از ان فیلم تجربی هایی بود که با ترکیب بندی جذاب, بازیگردانی نامتعارف و طراحی صحنه متفاوت, نقدهای نسبتا مثبتی دریافت کرد. بعد از آن, فیلم آمریکایی “solidarity” نمایش داده شد, که در مقایسه با برخی فیلم های خوبِ بخش بین الملل, از نظر جذب نگاهها چندان موفقیتی بدست نیاورد. و فیلم سه دقیقه ای “سنگ, کاغذ…” با رویکردی ساده و دوست داشتنی نسبت به کودکان کار, با تشویق نصف و نیمه ای از جانب مخاطبان روبرو شد. در میان مستندهای داخلی جشنواره امسال, فیلم “راه غریب” بشدت با تمجید و تحسین مواجه شد و علی رغم خالی تر بودن سالن در اواخر سانس پنجم”, توانست تعدادی از مخاطبان را به مدت ۴۵ دقیقه در سالن نگه دارد و وادار به دیدن کند.

سانس پنجم و ششم:

جمعیت پرشماری آمده اند. تعداد تماشگران آن قدر زیاد است که بچه های تیم اجرایی برای برقراری نظم به تکاپو افتاد اند. تقریبا همه می دانند که علت این شلوغی و هیاهوی بینظیر چیست. فیلم وقت ناهار, ساخته علیرضا قاسمی, که پیش از این برگزیده جشنواره کن بوده است در این سانس اکران خواهد شد. این هیاهوی بسیار برای یک فیلم کوتاه دیدنی و شگفت انگیز است. سالن پر می شود و در راه پله ها هم دیگرجایی برای نشستن نیست. و عده ای در انتهای سالن ایستاده فیلم می بینند; جمعیتی قابل مقایسه با جمعیت تماشاگران جشنواره فیلم کوتاه تهران, سانسی فوق العاده برای نهال, و فضایی پرهیجان برای برگزارکنندگان.
اکران فیلم با مستند “احمدآقا” شروع می شود. اثری که شایستگی نمایش در این سانس فوق العاده را داراست و خرده ایده ها و موضوع جالب توجهش با استقبال عمومی روبرو می شود. انرژی زیادی در جریان است. جمعیت بارها برای “احمد آقا” دست میزند و هورا می کشد. انیمیشن الهام طرقی به نام “هیچکس” نیز با همین استقبال روبروست. به نظر نمی رسد کسی ناراضی باشد. نه فیلمساز, نه بیننده, نه برگزار کننده. بعد از آن به ترتیب فیلم های “توتو” و “زیر پل های پاریس” به اکران درمی آید. “توتو” از فیلم های تجربی امسال است که با سبک منحصر بفردش جذابیت بسیاری برای دیده شدن دارد. و “زیرپل های پاریس” با ایده ای جذاب برای پایان بندی و ترکیب بندی ناب تصویر, تشویق های فراوانی دریافت می کند. زمان می گذرد و اکران “وقت ناهار” آغاز می شود. صدای دست ها به افتخار حضورش در نهال بالا می رود. جمعیت تا پایان فیلم سکوت می کند و تلخی داستان به سالن سرایت می کند. با اتمام فیلم, جمعیت تا حدود یک دقیقه به دست زدن ادامه می دهد و بعد از آن به ناگاه سالن خالی می شود. از ابتدا مشخص بود که بیش از نیمی از تماشاگران تنها برای “وقت ناهار” به سالن آمده اند. اما اکران دو فیلم همچنان باقی مانده است. از “آکواریوم” برغم پرداخت نسبتا موفقش در مقایسه با فیلم های قبلی کمتر استقبال می شود. سانس تمام می شود. جمعیت از سالن خارج می شود تا بعد از استراحتی چند دقیقه ای برای دیدن فیلم های بعدی آماده شود.
سانس آخر با فیلم تئاتری امیرحسین ثقفی به نام “خرده جنایات” آغاز می شود. تنالیته های نزدیک به قرمز فیلم, فضای نامتعارف و بازیگردانی متناسب, تحسین تماشاگران را برمی انگیزد. پس از آن فیلم ۳ دقیقه ای “ژاکت آبی” اکران می شود. جمعیت عظیمی برای فیلم “بارسلونا” دوباره به سالن آمده اند. با آمدن اسم کتایون پرمر و محمد روحبخش روی صفحه نمایش, صدای تشویق ها فضا را پر می کند. “بارسلونا” که مایه های طنز آمیز دارد, به خوبی می تواند مخاطب را با خود همراه کند و خرده ایده های جذابش به دل تماشاگر می نشیند. بعد از اتمام “بارسلونا”, اتفاقی مشابه سانس قبل می افتد. سالن دوباره خلوت می شود و اکران باقی فیلم ها با تعداد محدودتری از تماشاگران ادامه می یابد. فیلم های “آرش”, “اعلا” و “ایکی” به ترتیب اکران می شوند. “آرش” با ارائه فرم بصری خلاقانه, “اعلا” با پرداختی چشمگیر و “ایکی” با ایده های ناب در سینمای انیمیشن, نظرات مثبتی دریافت می کنند. در نهایت فیلم “inferno” و “خطکش” به عنوان آخرین فیلم های امروز به نمایش در می آیند. دیروقت است و تقریبا کسی در سالن باقی نمانده. با روشن شدن چراغ ها, آخرین تماشاچی های دومین روز جشنواره نیز از سالن خارج می شوند.

یک نظر بدهید